***چرا تا میشنویم شبه ... بی جهت به ستاره ها بد گمان می شیم؟***
سلام دوباره خدمته شما دوستایه گلم...
خوبید که؟؟؟!!!
امشب چیزه خاصی به ذهنم نرسید آپ کنم...بازم رفتم سراغه کارو ...
چند قطعه شعر با حال از توش پیدا کردم...امید وارم که بخوانید و لذت ببرید...
این سینه....
این سینه که کینه ٬ پینه بسته است در آن ***** بوم شب مرگ من٬ نشسته است در آن
قلبی است که سنگ بسته برگور امید ***** سنگی است که عشق من شکسته است در آن
شراب آب!!...
گفتم که چیست٬ فرق میان٬ شراب و آب...کاین یک٬ کند خنک دل و آن یک کند کباب...
گفتا:که آب خنده ی عشق است در سرشک...لیکن شراب٬ نقش سرشک است در سراب..!!!
غم...
غم را نازم همیشه در خانه ماست ***** همراه نهار و شام و صبهانه ماست
مهمان غریبه نیست بیرون برود ***** او ساقی ما٬ صفای میخانه ماست
هست و نیست...
از باده ی <نیست> سر خوشم٬ سر خوش و مست***بیزارم و دلشکسته٬ از هر چه که <هست>
من <هست>به<نیست>دادم٬ افسوس که >نیست< *** در حسرت<هست>پشت من پاک شکست
هوس...!!!
بادست هوس٬ دریغ!...تاشد پشتم!... ***** در مظهر عشق٬ وا شد آخر مشتم !!!...
آنقدر هوس به مغز کامم کوبید: ***** تا در شب کام٬ عشق خود را کشتم....
سرشک...
پرسیدم از سرشک٬ که سر چشم ات کجاست؟ ***** نالید و گفت:<سر> ز کجا<چشمه>از کجاست؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق: *****هر وقت دم از خنده زدم٬ گفت:نا بجاست!!!...
سر نوشت و سر گذشت...
سرنوشتی مبهم ********** سر گذشتی مرموز
سرنوشتی از من ********** سر گذشت از اوست
ولی هزاز افسوس ********** آخ هزار افسوس
که سرنوشت من ********** سر گذشت اوست
خوب دوستان این بود آپ این دفه...
ما بریم...
خوش باشید

