***چرا تا میشنویم شبه ... بی جهت به ستاره ها بد گمان می شیم؟***
به نام خدا
سلام...خوبین که؟
گفته بودم زود به زود آپ میکنم...بازم بگید عرفان تنبله....
امید وارم با این ۲ آپ قبلی حالی برده باشید..
راستی یه چند وقته دارم کتابه یه شاعر به نام (کارو) میخوانم...من که خیلی خوشم اومد...از این به بعد سعی میکنم از اشعار این شاعر و نویسنده معروف بنویسم...امید وارم شما هم خوشتون بیاد...
فقط یه خواهش دارم...لطف کنید بخوانید.... نظر ندادید ایراد نداره ولی بخوانید شاید شما هم مسله من خیلی چیزا از توش دستگیرتون بشه...
اسمش هست مرگ امواج .........
از دریا پرسیدم:که این امواج دیوانه تو از کرانه ها چه میخواهند؟
چرا اینسان پریشان و در به در سر به کرانه های از همه جا بی خبر میزنند؟
دریا در مقابل سئوالم گریست!!!امواج هم گریستند!!!...
آنوقت دریا گفت:که طعمه مرگ فقط آدمها نیستند.امواج هم مثل آدمها میمیرند!!!واین امواج زنده هستند که لاشه امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحله خاموش می سپارند!....
خوب تموم شد...خوشتون اومد...
این یکی از مطن های قشنگش بود...از سری بعدی سعی میکنم آموزنده تر شه!!!
خوب مادیگه بریم..در زیره سایه پروردگار خوبو خوش زندگی کنید...
خوش باشید بیش از حد

