***چرا تا میشنویم شبه ... بی جهت به ستاره ها بد گمان می شیم؟***
سلام به دوستان با حال و بی معرفتم..
.
امید وارم روبه راهو ردیف و میزون باشید(یعنی همون حالتون خوب باشه).![]()
گفته بودم میام و اومدم جدی دلم خیلی برا وبلاگ نویسی تنگیده بود.بازم مثل همیشه رفتم مزاحم جناب آقای کارو یکی از یکه تاز های دنیای شعر و شاعری شدم و چندی از اشعاره ایشان را برای شما دوستای خوبم آماده کردم تا شما با خواندنش حالشو ببرید.
امید وارم بازم مثل قدیما نظراته قشنگتونو از من دریغ نفرمایید(تا حالا این همه رسمی صحبت نکرده بودم یه لحظه احساس کردم منم آدم حسابییم).![]()
امید وارم خشتون بیاد
پس از مرگم![]()
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ وبازیگوش
که او یکریز وپی درپی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و
باآن خواب خفتگان خفته را آشفته ترسازد
بدینسان بشکند درمن
سکوت مرگبارم را...![]()
سوز و ساز ![]()
یک بحر ... سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می شدم روز به روز
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم : همه ساز گشت و شامم همه روز ![]()
زبان سکوت ![]()
یک ساعت تمام ، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
گفتم : نشنیدی ؟ .... برو....!! ![]()
پریشانی
از بس کف دست بر جبین کوبیدم
تا بگذر ازسرم ، پریشانی من
نقش کف دست من! محو شد ، ریخت به هم
شد چین و شکن ، به روی پیشانی من....!!![]()
شیشه و سنگ ![]()
او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ
وقتی که فشردمش به آغوشم تنگ
لرزید دلش ، شکست و نالید که : آخ ....
ای شیشه چه می کنی تو در بستر سنگ ؟![]()
آثار شب زفاف ![]()
من زاده ی شهوت شبی چرکینم ...
در مذهب عشق ، کافری بی دینم ...
آثار شب زفاف کامی است پلید ...
خونی که فسرده در دل خونینم...!!![]()
نام شب ![]()
من اشک سکوت مرده در فریادم
داد ی سر و پاشکسته ، در بی دادم
اینها همه هیچ ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم ؟![]()
باران ![]()
ببار ای نم نم باران زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن دلم تنگه ... دلم تنگه
بخواب ، ای دختر نازم بروی سینه ی بازم
که همچون سینه ی سازم همه ش سنگه... همه ش سنگه
نشسته برف بر مویم شکسته صفحه ی رویم
خدایا ! با چه کس گویم که سر تا پای این دنیا
همه ش ننگه ... همه ش رنگه![]()
برای مردن ![]()
تا روح بشر به چنگ زر ، زندانیست
شاگردی مرگ پیشه ای انسانی است
جان از ته دل ، طالب مرگ است ... دریغ
درهیچ کجا برای مردن جا نیست ؟![]()
سرشک بخت![]()
دردا که سرشک بخت شوریده ی من
چون حسرت عشق ، مرده بر دیده ی من
اشکم همه من ! اشک تو چون پاک کنم ؟؟؟؟
ای بخت ز قعر قبر دزدیده ی من.... ![]()
خــــــــــــــــــــــــدا ![]()
یک روز که مرده بودم اندر خود زیست ...
گفتم به خدا ، که این خدا ، در خود کیست ؟؟؟
گفتا که در آن خود ی که سرمایه ی هست ،
در سنگر عشق ، جوید اندر خود نیست.... ![]()
احتیاج ![]()
گفتم : بگو به من ، ای فاحشه ! که داد به باد ؟؟
شرافت و غرور تو را ؟ ناله از دلش سر داد ...
کای احتیاج زاده ی زر ، مادر فساد ...
لعنت به روح مادر معروفه ی تو باد... ![]()
غریب ![]()
هنگام پاییز
زیر یک درخت ... مردم
برگهایش مرا پوشاند
و هزاران قلب یک درخت
گورستان ... قلب من شد![]()
من که خودم خیلی زیاد این اشعارو دوست دارم و ارتباط بر قرار میکنم امید وارم شما هم این ارتباطو برقرار کنید و لذت ببرید.
من باز اومدم که محکم شروع کنم و امید وارم شما با نظراتتون این امیدو به من بدبد که هنوزم میتونم مثل قبل ها مخاطب داشته باشم.![]()
منو فراموش نکنی
دوست داره همه شما عمو عرفان
خوش باشید![]()
![]()
![]()
سلام دوستای بی معرفت من...
شما هم منتظر بودید من از نوشتن دست بکشم شما هم من و تنها بزارید...
ولی جدی فکر که میکنم به این نتیجه میرسم که چه حوصله ای داشتم این همه مینوشتم میچرخیم تو این وبلاگ تو اون وبلاگ که....
وای الان آرزو میکنم کاش سال ۸۴ بود چه دل خوشی داشتم چه خوب بود ...
تصمیم دارم باز جدی شروع کنم بشم همون عمو عرفان قدیم
خوش باشید....
منو فراموش نکنید زود زود بر میگردم
منو فراموش نکنید
سلام دوباره خدمته شما دوستایه گلم...
خوبید که؟؟؟!!!
امشب چیزه خاصی به ذهنم نرسید آپ کنم...بازم رفتم سراغه کارو ...
چند قطعه شعر با حال از توش پیدا کردم...امید وارم که بخوانید و لذت ببرید...
این سینه....
این سینه که کینه ٬ پینه بسته است در آن ***** بوم شب مرگ من٬ نشسته است در آن
قلبی است که سنگ بسته برگور امید ***** سنگی است که عشق من شکسته است در آن
شراب آب!!...
گفتم که چیست٬ فرق میان٬ شراب و آب...کاین یک٬ کند خنک دل و آن یک کند کباب...
گفتا:که آب خنده ی عشق است در سرشک...لیکن شراب٬ نقش سرشک است در سراب..!!!
غم...
غم را نازم همیشه در خانه ماست ***** همراه نهار و شام و صبهانه ماست
مهمان غریبه نیست بیرون برود ***** او ساقی ما٬ صفای میخانه ماست
هست و نیست...
از باده ی <نیست> سر خوشم٬ سر خوش و مست***بیزارم و دلشکسته٬ از هر چه که <هست>
من <هست>به<نیست>دادم٬ افسوس که >نیست< *** در حسرت<هست>پشت من پاک شکست
هوس...!!!
بادست هوس٬ دریغ!...تاشد پشتم!... ***** در مظهر عشق٬ وا شد آخر مشتم !!!...
آنقدر هوس به مغز کامم کوبید: ***** تا در شب کام٬ عشق خود را کشتم....
سرشک...
پرسیدم از سرشک٬ که سر چشم ات کجاست؟ ***** نالید و گفت:<سر> ز کجا<چشمه>از کجاست؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق: *****هر وقت دم از خنده زدم٬ گفت:نا بجاست!!!...
سر نوشت و سر گذشت...
سرنوشتی مبهم ********** سر گذشتی مرموز
سرنوشتی از من ********** سر گذشت از اوست
ولی هزاز افسوس ********** آخ هزار افسوس
که سرنوشت من ********** سر گذشت اوست
خوب دوستان این بود آپ این دفه...
ما بریم...
خوش باشید

